عبد الرحمن جامى

183

أشعة اللمعات ( فارسى )

لمعهء نوزدهم در بيان فراخى حوصلهء عاشق و كمال سعت و تمامى قابليت او و تحقيق معنى قلب و بيان وحدت حقيقى « عاشق را دلى است منزّه از تعيّن كه مخيّم قباب عزّت است » يعنى عزّت وحدت و غلبه وى مر كثرت را ؛ « و مجتمع بحر غيب » كه آن غيب هويّت ، هويّت ذات است تا مرتبهء حسّ « و شهادت » كه مرتبهء حسّ است ؛ « و اين دل را همّتى است كه بيت : اگر به ساغر دريا هزار باده كشد * هنوز همّت او بادهء دگر خواهد لاجرم سعت او به مثابه‌اى است كه آنكه در همهء عالم » بىوجود دل انسان كامل در وى « نگنجد » ؛ زيرا كه اگرچه در وى مظاهر متفرقهء اسمائى هست ، اما مظهر احدى جمعى كمالى نيست ، « 1 » بلكه « جملهء عوالم در قبضهء » وحدت و جمعيّت و اطلاق « او ناپديد بود » ؛ زيرا كه متناهى را در جنب نامتناهى هيچ قدرى نيست .

--> ( 1 ) . ولايت احمديّهء احديّهء جمعيّه ، مظهر اسم احدى جمعى حقّ تعالى است و ساير اولياء ، مظاهر ولايت او و محال تجلّياتش مىباشند ؛ همان‌طورى كه تمام پيامبران ، مظاهر نبوتش مىباشند و هر دعوتى ، دعوت به اوست . همچنين نبوّت و ولايت و امامتى نيست مگر نبوت و ولايت و امامت آن كريم ؛ و اسماء ديگر حقّ تعالى ، رشحات اسم اعظم و تجلّيات جماليّه و جلاليّه‌اش مىباشد و نيز ساير اعيان رشحات عين احمدى و تجلّيات نور جمالى و جلالى و لطفى و قهرى وجود مقدّسش مىباشد ؛ پس اللّه تعالى " هو " ى مطلق است و پيامبر عظيم الشأن اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - ولىّ مطلق مىباشد .